يلدا هر چه هم طولاني باشد
خورشيد باز هم آمدني ست...
يلدايتان پر بركت
زمستون باز توي اين خونه برگشت
به سفارش آقای عباس روحانی
شعری از مری هریک شاعره سیاپوست آمریکایی، ترجمه محمد بهرامی اصل-تبریزی
صدای انفجار آمد وسنگرش رفت هوا٬ هر چه صدایش زدیم جواب نداد٬ رفتیم جلو٬ سرش پر از ترکش شده بود٬ جیبهایش را خالی کردیم. یک کاغذ جالب تویش پیدا کردیم٬«گناهان هفته: شنبه: احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل!٬ یکشنبه: زود تمام کردن نماز شب!٬ دوشنبه: فراموش کردن سجده شکر یومیه!٬ سه شنبه: شب بدون وضو خوابیدن!٬ چهارشنبه: در جمع با صدای بلند خندیدن!٬ پنج شنبه: پیش دستی فرمانده در سلام کردن!٬ جمعه: تمام نکردن صلواتهای مخصوص جمعه ورضایت دادن به هفتصد تا»
موشي شتري را در صحرا ديد پس بند مهار او را به دهان گرفته و مي کشيد و شتر هم به دنبال او مي آمد تا آنکه به سوراخ لانه موش رسيدند، موش مي خواست که او را به سوراخ داخل کند که شتر به زبان حال مي گفت: يا آنکه خانه بقدر محبوب بساز يا محبوبي به اندازه خانه خود پيدا کن.
پادشاه معروف ، اسکندر مقدونی ، در میان سپاهیان خود مردی را دید که همواره در جنگ شکست می خورد .روزی او را به حضور طلبید و از نامش پرسید ؛ او گفت نام من اسکندر است .اسکندر مقدونی به وی گفت : ای مرد ! یا نامت را تغییر ده و یا رفتارت را دگرگون ساز
جلوتر از من راه نرو ، ممكن است به دنبالت نيايم ...
پشت سر من راه نرو ، ممكن است تو را هدايت نكنم ...
در كنار من راه برو و فقط دوست من باش!!
اگر دیگران میخواهند به تو سلام برسانند
من میخواهم که سلام مرا به تو برساند...
سلام
بی نام تو آغاز نکردم،
که به پایان نرسم...