سیمرغ
منطق الطیر شیخ فریدالدین عطار داستان سفر گروهی از مرغان به راهنمایی هدهد به کوه قاف برای رسیدن به آستان سیمرغ است. هر مرغ به عنوان نماد دستهٔ خاصی از انسان‌ها تصویر می‌شود. سختی‌های راه باعث می‌شود مرغان یکی یکی از ادامهٔ راه منصرف شوند. در پایان، سی مرغ به کوه قاف می‌رسند و در حالتی شهودی در می‌یابند که سیمرغ در حقیقت خودشان هستند
درباره وبلاگ
منوی اصلی
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها
نويسندگان
وبلاگهای کازرونی
,

شعر از گلستان سعدی ( در خط اول کلمه پارس به جای کلمه دیگری آمده است)

ایزد تعالی و تقَدَّس خطه پاک پارس را به هیبت حاکمان عادل و همت عالمان عامل تا زمان قیامت در امان سلامت نگه داراد.

اقلیم پارس را غم از آسیب دهر نیست             تا بر سرش چو تویی سایه خدا

امروز کس نشان ندهد در بسیط خاک              مانند آستان درت مأمن رضا ( رضایت خاطر)

بر توست پاسِ خاطر بیچارگان، و شکر             بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا

یا رب ز باد فتنه نگه دار خاکِ پارس                 چندان که خاک را بُوَد و باد را بقا

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ و در ساعت ۰۸:۴۳:۲۳ توسط فریده | : 1

من در این دوره بنا به نظر استادم یه استاد دیگه هم به عنوان استاد مشترک برای انجام پروژه دارم که ایشون استاد یکی از دانشگاههای تهران هستن و تو این ترم یه واحد درسی با عنوان نانوشیمی در دانشگاه همدان برگزار میکنن.

بازم به صلاح دید استادم قرار شد که من هم برم همدان و تو این کلاس شرکت کنم. منم که از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، از اونجایی که عاشق سفرم، قند توی دلم آب شد. چون معتقدم هر سفر برای آدم مثل یه دنیای متفاوت هست و من واقعا احساس طراوت میکنم. البته این سفر برام جنبه علمی با ارزش تری داره.

همدان یه شهر کوهپایه ای هست که توی شهر وقتی سرت رو بلند میکنی قله زیبای الوند جلوی چشمت میاد، مخصوصا الان که بعضی از قسمتهای کوه از برف پوشیده شده و جلوه خیلی زیباتری پیدا کرده. البته من قبلا هم همدان رفته بودم برای صعود به قله الوند. الوند اولین قله مرتفعی هست که من تونستم با گروه کوهنوردی دانشگاهمون صعود کنم.

وقتی وارد دانشکده علوم دانشگاه بوعلی میشی، مثل اینه که وارد غار علیصدر میشی. به خاطر راهروهای اون که مثل دالانهای تودرتو با معماری مدرن هست.

( بار قبل که داشتم از همدان برمیگشتم، توی اتوبوس فیلم "محیا" رو نمایش میدادن و اینجا بود که دختر خانمی که کنارم نشسته بود چیزی گفت که به مزاج آقایون خیلی خوش نمیاد. ایشون فرمودن که پسرا چقدر توی فیلما خوب میشن پول در دهان. من فقط یه لبخند زدم، آخه خوب یا بد بودن چه ربطی به جنس آدم داره.)

خب خلاصه قصد من از این همه صغری کبری چیدن، دو جمله هست که به عنوان ره توشه سفر اینجا مینویسم. این دو جمله جزء پیامهایی بود که روی در و دیوار خوابگاه دوستم زده بودن.

جمله اولی علاوه بر ارزش معنوی، ایهام قشنگی هم توی جمله بندی داره.

 « در دریای پرتلاطم زندگی باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است »

« زمان شکست بهترین فصل برای کاشتن بذر موفقیت است »

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۸۸ و در ساعت ۱۸:۰۸:۲۳ توسط فریده | : 12