سلمان رشدی در سال 1947 در بمبئی در یک خانواده مسلمان متولد شده است. در 13 سالگی به انگلستان مهاجرت کرده و مقیم انگلستان است و تابعیت انگلیسی دارد. می توان با بررسی آثار سلمان رشدی، منش، شخصیت، ارزش ها و باورهای او را دریافت و داوری کرد. به تعبیر تی.اس. الیوت که گفته است: « نقد راستین و ارزیابی دقیق متوجه شاعر نیست متوجه شعر اوست».
ممکن است رشدی باور داشته باشد که ما درآستانه انقراض انسان هستیم. چنانکه سلیم سینایی به عنوان نماد یک فرهنگ، تمدن و تاریخ در پایان «بچه های نیمه شب» پوستش ترک می خورد و متلاشی می شود. ... عمر خیام در «شرم» نابود می شود. ... و جبرئیل فرشته در آیات شیطانی لوله تفنگش را در دهانش می گذارد و شلیک می کند و... انهدام و اضمهلال سرانجام رمان ها و اندیشه های سلمان رشدی است. و «حرامزادگی» رشته ای است که رمان و شخصیت های قصه را به یکدیگر متصل می کند. ...رمان می تواند حتی آینه خصوصی ترین مسائل شخصی و خانوادگی نویسنده باشد. این نکته به لحاظ روانشناسی کار رشدی، شایسته دقت است که چرا حرامزادگی ملاط کار اوست. و واژه حرامزاده را او مثل نقل و نبات در رمان هایش به کار می گیرد.
سلیم سینایی و عمر خیام در دو رمان بچه های نبمه شب و شرم هر دو حرام زاده اند و در اثر تجاوز افسران انگلیسی به زنان مسلمان به دنیا آمده اند. سلمان رشدی در پایان رمان بچه های نیمه شب حرامزادگی را نوعی سرنوشت محتوم تاریخی نسل خود می داند و می نویسد: بله زیر پا لهم خواهند کرد. شماره ها در حرکت یک دو سه، چهارصد ملیون، پانصد و شش... مرا به صورت ذراتی از غبار بی نام و نشان درخواهند آورد. همان طور که به هنگام پسرم را هم غبار خواهند کرد. پسرم که پسرم نیست و پسر او هم که پسرش نخواهد بود و پسر پسر او هم که پسرش نخواهد بود، تا هزار و یکمین نسل...( بچه های نیمه شب صفحه 687)
ادامه مطلب را ببینید
ادامه مطلب...